اصولا وهن کار انسانهای ضعیفی است که چون در قالب های صحیح امکان تعامل ندارند از اهانت به عنوان آخرین حربه استفاده می نمایند.توهین به مقدسات در هر شکلی و با هر توجیهی محکوم و غیر قابل قبول است.هیچ کس حق ندارد وظیفه خود را در پرهیز از وهن مقدسات منوط به اقدام متقابل بنماید.توهین به مقدسات فی نفسه خبط و نادرست است .از طرفی مقدسات اموری نسبی محسوب میگردند که تابعی از اعتقادات هر منطقه و هر ملت می باشد. انتظارمطلق بودن مصادیق مقدس امریست سخت گذاف....در این رابطه نظر شما را به خبر ذیل که برگرفه از سایت تابناک است جلب می نمایم توهین به مقدسات اسلامی
))
{با وجود فعاليتهاي دولت هلند و اقليت مسلمان اين كشور براي محكوم كردن قانوني فيلم مستند ضدقرآني "فتنه" ساخته گريت ويلدرز، سياستمدار ديگر هلندي خود را براي به نمايش درآوردن فيلم كارتوني توهين آميز نسبت به پيامبر اسلام آماده ميكند.
به گزارش ايسنا، اين كارتون جديد توسط سياستمدار ديگر هلندي آيهان هونجا، عضو شوراي همكاري مسلمانان هلند روز گذشته معرفي شده است.
انتظار ميرود اين فيلم كارتوني توهين آميز كه از سوي يك سياستمدار حزب كارگر اين كشور نوشته شده است، روز بيستم آوريل پخش شود.
كانال تلويزيون هلند قصد دارد اين فيلم ضداسلامي را با همكاري كمپاني زنان اين كشور پخش كند.
اين اقدامات كه با عنوان استفاده از آزادي بيان در جامعه هلند صورت ميگيرد اهانت به اديان و پيامبران را در پي دارد.}
.................................................................................................................اتمام خبر......
تردیدی نیست که اقداماتی مشابه آنچه در متن خبر رخ داده محکوم و غیر قابل دفاع میباشد.اما نمیدانم چرا وقتی خبر فوق را مطالعه کردم بی اختیار یاد توصیه پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) در غزوات به یارانشان افتادم.ایشان موکدا انصار و مهاجران را از توهین به خدایان کفار و مشرکین برحذر میداشتند.البته این رویه صرفا مربوط به میدان کارزار نبود .این رفتار از سنن حسنه پیغمبر در هر حالی به حساب می آمد.پیامبر در توجیه این رویه می فرمودند(نقل به مضمون)توهین شما به مقدسات آنها تحریکی است برای آنه جهت توهین به مقدسات شما.پس وهن نکنید تا باب وهن کفار و مشرکین به باری تعالی مفتوح نگردد.
واقعا بی دلیل نیست که قدما معتقدند حرمت امام زاده را متولیش حفظ می نماید.عصبانیت ما مسلمین از توهین به مقدساتمان امری کاملا طبیعی و در بادی امر بر مدار حق است.اما آیا هیچ گاه سعی کرده ایم ابتدا سوزنی به خود بزنیم بعد جوالدوزی (سوزن لحاف دوزی که از سوزنهای عادی بزرگتر است) به دیگران حواله کنیم....چرا فکر میکنیم فقط ما دارای مقدسات هستیم و فقط دیگران مکلفند حرمت آنها را حفظ کنند.چرا فراموش میکنیم فرموده حضرت علی (ع) را که مقتدای اخلاقی ما مسلمین محسوب میگردد..آنگاه که خطاب به امام حسن مجتبی فرمود فرزندم آنچه را که بر خود میپسندی بر دیگران نیز بپسند.و آنچه را که بر خود نمیپسندی بر دیگران نیز مپسند......اگر توهین بد است چرا ما خود به انحاء گوناگون و در اشکال متنوعی اعم از..رسمی و غیر رسمی به مقدسات ملل و ادیان و مذاهب دیگر توهین میکنیم.به گونه ای که بعضی اوقات نه تنها مقدسات آنها را نشانه میرویم که اساسا کلیت یک دینی را مورد هجمه و اهانت قرار می دهیم.در اثبات این ادعا کافیست بدانیم 1400 سال است پیروان ادیان دیگر را متصف به وصف کافر نموده ایم .آنها را نجس میدانیم.در صورت تماس قسمتی از بدنمان با آنها غسل واجب میگردیم.اگر مسلمانی غیر مسلمانی را از اهل کتاب به قتل برساند قصاص نمیگردد. اما در صورتی که مسلمانی توسط غیر مسلمانی کشته شود قاتل غیر مسلمان قصاص میگردد.... دیه غیر مسلمان سه چهارم دیه مسلمان است....اگر در بین وراث متوفی غیر مسلمانی وارثی مسلمانی حضور داشته باشد همه وراث غیر مسلمان از ارث محروم میگردند .......حتی تشریعات فقهی کار را تا جایی رسانیده که اگر مرد مسلمانی با زن مسلمانی زنای غیر محسنه مرتکب گردد تنها 100 ضربه تازیانه از باب حد بر او جاری میگردد.اما اگر مردی غیر مسلمان در شرایط کاملا مشابه با مورد پیش گفته مرتکب زنا با زن مسلمان شود محکوم به مرگ میگردد در حالی که زن زانیه در هر دو حالت صرفا همان 100 تازیانه را نوش جان می فرماید.آیا این تبعیض نیست و ایا این تبعیض مصداق ابرز توهین نمی باشد....آیا اگر در مورد ما مسلمانان این گونه رفتار میگردید. و احکامی از این دست راجع به ما مسلمانان در کشوری یا دینی وضع میگردید ما احساس سر بلندی میکردیم.بی تردید پاسخ منصفین منفی است.حال حساب کنید این تحقیر و تبعیض بالغ بر ربع قرن است در قوانین رسمی کشور ما جاری و ساری می باشد.و اقلیتهای دینی با آگاهی از این قوانین در حال زندگی در این کشور می باشند.این موارد تنها نمونه ای از توهینی است که ما رسمی یا غیر رسمی به مقدسات ملل و ادیان و مذاهب نثار میکنیم هنوز فراموش نشده که در این مملکت و سایر بلاد اسلامی پرچم کشورهای دیگر از طریق لگد مال شدن ویا محارقه(آتش زدن) و یا پاره کردن مورد سخیف ترین بی حرمتی ها واقع می گردد.این در حالی است که برخی از این پرچمها ضمن اینکه احساسات مقدس ملی کشورهای صاحب این پرچمها را مورد جراحت قرار میدهداحساسات مذهبی آنها را نیز نشانه میرود چرا که برخی از این پرچمها حاوی نشانه های دینی مقدس می باشند مثل ستاره داوود نبی در پرچه اسرائیل.یا صلیب بر روی پرچم دوم انگلستان و یا دانمارک.ایا میتوان ادعا کرد که همه ملت اسرائیل و یا آمریکا ویا دانمارک سیاستهای حاکم بر دولتهایشان را تایید مینمایندآیا غیر از این است که با سوختن صلیب منقوش بر پرچم دانمارک احساسات مذهبی فردی مسیحی در کره یا برزیل مورد تحقیر و توهین واقع میگردد.ایا غیر از این است که با لگد کوب شدن ستاره داوود مقدسات یک یهودی معتقد اما منزجر از صهیونیسم مورد وهن قرار میگیرد.اگر کلاه خود را قاضی کنیم و بار دیگر رجعت کینیم به دستورات اخلاقی بزرگان دینمان میبینیم که خود با رعایت نکردن این توصیه ها موجبات وهن مقدساتمان را فراهم نموده ایم.. یادمان نرود که باب وهن بسته نگه داشته میشود تا وقتی که ما حرمت را تنها زیبنده ء قامت خود و مقدساتمان ندانیم.


فیلم علی سنتوری استاد مهرجویی را دیدم......اولا به همه توصیه میکنم این فیلم را دیده و البته خود را ملتزم نمایند به پرداخت هزینه مقتضی آن به شماره حسابی که اعلام شده است...ثانیا در خصوص فیلم و حواشی آن مطالبی است که ضرورتا باید عنوان نمایم.بخصوص حواشی مربوط به عدم اکران عمومی این فیلم.:وقتی فیلم را دیدم با خود گفتم اگر نسل جوان این کشور این فیلم را با تمام تصویر سازیهای تکاندهنده اش به خصوص بازی بی نظیر آقای بهرام رادان ببیند من بعد در مواجهه با مواد مخدر چه واکنشی خواهد داشت.آیا نمی توان باور داشت بعضی وقتها ایفای تاثر برانگیز نقشی می تواند چه کمکی به جلوگیری از آسیب های اجتماعی بنماید.دیدن تصاویر تکراری از بی عزت شدن یک معتاد وبه زیر آمدن او از اوج به حضیض وقتی تصویرساز استادی همچون مهرجویی باشد بی تردید اثری بکر و بدیع در افکار عمومی خواهد داشت و در نهایت برآیند آن کاهش سطح استقبال نسل آسیب پذیر جوان از مواد مخدر خواهد بود.امری که دولتمردان کوته فکر و کوتوله دولت نهم مانع از تحقق آن گردیدند.در زمانه ای که تقریا تمامی صاحبنظران حوزه آسیبهای اجتماعی معتقدند که هیچ فعالیتی به اندازه فعالیتهای تبذیری فرهنگی در قالب هایی نظیر فیلم سینمایی و سریال های تلویزیونی به دلیل دارا بودن حجم انبوه مخاطبین نمی تواندسطح اقبال عمومی را به مواد افیونی کاهش دهد .مایه بسی شگفت است که بجای حمایت از این قبیل اقدامات اندک تلاشهای صورت گرفته مانند فیلم علی سنتوری با برخورد حذفی و غیر عقلایی کسانی مواجه میگردد که ادعایشان گوش فلک را کر نموده است.البته قابل درک است است که شعار ملت مبتلا به افیون بهتر از ملت جدای از افیون مطلع غزل دیکتاتوری دولتمردانی است که قامتهای خمیده را بر راست قامتان ترجیح میدهند و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل..

