تبليغاتX
دیدبان خانه پدری

به نام او که بی او هیچ و با او همه چیزم

چه بسیار جباران زمین که در مقابل جبار اسمانها زانو زدند. به خدا سوگند بر او فایق نمی ا یید.وقت است که باز ایید.وظلم را فرو گذارید

سلام.این وبلاگ در ساعت مقرر و روز مقرر برای پریشان سازی ذهن غبار گرفته کسانی افتتاح می گردد که رقص زیبای قلمها را بر عرصه سپید پاک و بی الایش کاغذ تاب نمی اورند.خدایش قبول کناد.

بنای بزرگ گذشته بر ستون استوار بود:کشیش.پادشاه.جلاد.

زمان درازی است که صدایی اواز داده است:خدایان زندگیشان به سر امده است .این اواخر صدای دیگری بلند شده است شاهان زندگی شان به سر امده است

بدین گونه. بنای جامعه کهن سنگ به سنگ فرو میریزد.سرنوشت فروپاشی گذشته را تکمیل خواهد کرد.

به انهایی که تاسف از دست رفتن خدایان را می خورند می توان گفت پروردگار توانا باقی است.به انهایی که تاسف از دست رفتن شاهان را می خورند می توان گفت میهن باقیست.....اما به انان که تاسف از دست دادن جلادان را خواهند خورد هیچ حرفی برای گفتن وجود ندارد و نظم جامعه با از بین رفتن جلاد نابود نخواهد شد. چنین تصوری نکنید و بدانید  گنبد جامعه اینده به دلیل فقدان این ستون زشت و بد قواره فرو نخواهد ریخت.(ویکتور هوگو-مقدمه -اخرین روز یک محکوم به مرگ)

دست یاری شما دوستان مخاطب را به گرمی می فشارم تا در این راه مرا یاری کنید.

+ نوشته شده توسط امیرسالار در دوشنبه 30 بهمن1385 و ساعت 1:29 قبل از ظهر |